خاطرات

قطرات آب وضو

در اقليد فارس در حياط مسجد جامع مي خواستيم مشغول نماز بشويم كه يكوقت متوجه شديم پير مرد كارگري موقعي كه وضو مي گرفت، قطرات آب وضويش ((يا حيّ _يا حيّ_يا حيّ)) مي گفت.

نامه اي به خدا

ك شبي در مشهد مقدس (حسينيه قمي ها)اتفاقي برايمان افتاد.خيلي جالب بود. چند نفرطلبه بوديم. بنده به زبانم جاري شد و به دوستان گفتم كه بياييد نامه اي براي خدا بنويسيم . شب خيلي خوشي بود. صحبت از نعمتهاي الهي بود،تا صبح با همين هفت هشت نفر از خدا صحبت كرديم،صحبت از دنبا نبود،صحبت ازآخرت و بهشت و جهنم نبود،صحبت از خدا بود.فقط خود خدا.من در آن زمان مست خدايي بودم ومتوجه نمي شدم كه چه كار می كنم . شروع به نوشتن كرديم:

برخورد با يكي از رجال الغيب يا...

سال 66، همان سالي كه حجاج بيت اللّه الحرام را قتل عام كردند، سه روز قبل ازاين واقعه در مكه به دیدن اخويم حاج صادق كه اولين بار بود به مكّه مشرّف مي شد رفتم. در ملاقات با اخوي هر چه پول داشتم به ايشان دادم و برگشتم. بين راه در مسير هتل كه در شارع (خيابان) عزيزيه بود به طرف بعثه حضرت امام(ره) مي رفتم. با شخصي برخورد كردم،قدي بلند ، چهره اي گندم گون، قبايي سفيد و بلند و پيراهن دكمه دار بدون عبا ،سلام دادند و من هم جواب دادم سپس با من مصافحه كردند و فرموند:

((انا احبك و احب كل من يحب اللّه))

نحوه آشنايي با آيت اللّه ناظمي بروجردي

حضرت استاد شوشتري مي فرمودند: پيدا كردن ايشان ، قصه جالبي دارد .

سوال استاد شوشتری از علامه حسن زاده آملی راجع به دیوان حافظ

حضرت استاد شوشتری فرمودند: یک روز از استادم آقای آیت الله حسن زاده آملی پرسیم بهترین شرحی که بر دیوان حافظ نوشته شده کدام شرح است تا مطالعه کنیم بلکه اشعار خواجه را بفهمیم .

خاطره استاد شوشتری از آیت الله حائری

در آن ایام که در قم مشغول تحصیل بودم به چند نفر از علمای اخلاقی قم بسیار علاقه مند بودم و سعی میکردم هر چقدر بتوانم با آنها ملاقات خصوصی داشته باشم از آن جمله شخصیتی بود که به فقاهت شهرت داشت و هیچ کس باور نمیکرد که این بزرگ مرد در بعد معنوی و عرفان هم ید طولایی داشته باشد. بنده از زبان خودش چیزهایی شنیدم و از عملش مقامات بیشتری را کشف کردم .

صفحه‌ها