عالم ربّانی مرحوم آیت الله علامه حافظیان (قدس سره)

عارف بالله و بامرلله مرحوم استاد آیت الله حاج سید ابوالحسن حافظیان در سال 1282 شمسی در مشهد مقدس متولد شدند و در همان جا با ادبیات، علوم ریاضی، طب، فقه و اخلاق آشنا گردید و به سیر و سلوک پرداخت و در همین ایام به مطالعه علوم غریبه روی آورد و از محضر بزرگانی همچون آیت الله نخودکی اصفهانی و مرحوم آیت الله زرآبادی استفاده نمود. وی مدتی را در هندوستان به گشت و گذار و ریاضت و عبادت روی آورد و لوح محفوظ را در طی ریاضت طولانی بر روی تپه "صوفی پوره" واقع در دامنه کوه ترال کشمیر، استخراج کرد ... رک خرمن معرفت صفحه 138.

مطالب ذیل تماما از فرمایشات حضرت استاد شوشتری اخذ شده است :

بنده در سن شانزده سالگی با ایشان آشنا شدم وکیفیت آشنایی بدین گونه بود : من به رعاف (خون دماغ ) مبتلا بودم و جهت درمان به بیمارستان امام رضا (علیه السلام )رفتم همانوقت شخصی را آوردند که او را مار کبری گزیده بود وآمپول یخ برایش زده بودند. آمپول جواب نداده بود. دکترها جوابش کردند واین شخص از درد به خود می پیچید. دلم به حالش سوخت به اطرافیان گفتم: یک آقایی هست به نام سید ابوالحسن حافظیان میگویند دراین  امور وارد است .همراهان او به من گفتند :آقا! ما که نمی شناسیم تو را به خدا شما بروید .من هم رفتم در منزلشان وقتی بیرون آمدند قضیه را گفتم .جناب سید هم مطلبی را روی دستش نوشت و یک سیلی آرام به من زد و فرمود برو که خوب شد! من تعجب کردم . کسی دیگر مریض است مرا میزند وبعد کف دست من هم نوشتند:آمیا، شرامیا و فرمودند :اگر کمی درد داشت این عمل را انجام بدهید،وقتی رفتم دیدم مار گزیده آرام نشسته ،گفتم :چه شد گفتند : حدود 20دقیقه ای هست که درد بکلی یکدفعه رفت فقط جایش مختصر دردی دارد. قضیه را گفتم وآن عمل را تکرار کردم کاملا خوب شد.

2-از ایشان سئوال کردم آیا ملاقات امام زمان ممکن است ؟فرمودند : بله ولی باید قبلا گرد وغبار نفس را فرو نشاند . واین شعر را میفرمودند :

 اگر به آب ریاضت برآوری غسلی                  همه کدورت دل را صفا توانی کرد

جمال یار ندنرد نقاب چهره ولی                  تو خاک ره بنشان تا نظر توانی کرد

ز منزلات هوس گر برون نهی قدمی                نزول در حرم کبریا توانی کرد

ولیک این صفت رهروان چالاک است                تو نازنین جهانی کجا توانی کرد

تا آخر غزل ....(البته معتقد بودند این غزل متعلق به ابن سینا میباشد نه حضرت حافظ)

3-ضریح قبلی حضرت رضا (علیه السلام ) به دستور جناب آقای حافظیان ساخته شد طلاجات زیادی

از پاکستان ،هندوستان و ایران جمع کردند و ضریح را توسط هنرمندان اصفهانی ساخته شد .

روزی که قرار بود ضریح را نسب کنند در اطراف ضریح چند نفر بیشتر نبودند از جمله استاندار  وخود آقای حافظیان ،معمار وچند کارگر مخصوص . آخرین سنگ مرمر را که زیر ضریح نصب کردندآن معمار ویژه آستان قدس که شاعر هم نبود یک مرتبه این رباعی را خواندند:

بنهاد ضریحی ز زر وسیم بدستور          بر مرقد شاهی که به خورشید دهد نور

هر کس که ببوسد ز سر صدق بگوید     ای بوالحسن حافظیان سعی تو مشکور

4-مرحوم حافظیان اشعار زیادی هم دارند از آن جمله :

فقیهان دفتری را میپرستند                         حرم جویان دری را میپرستند

بینداز پرده تا معلوم گردد                             که یاران دیگری را میپرستند *

5- ایشان انگشتری را برای مرحوم امام خمینی (ره) درست کرده بودند و بر روی آن دعایی نوشته بودند که هیچ وقت خطری امام را تهدید نکند .

 * یکی دیگر از اشعار معروف ایشان در کتاب خرمن معرفت صفحه 138 ویکی دیگر در کتاب متاله قرآنی آمده است .

طبقه بندی: