گام یازدهم : خلوت با خدا و مناجات و دعا

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید :

یا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اُذکُرُو اللهَ ذِکراً کَثِیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکرَةً وَ اَصِیلاً.

ای کسانی که ایمان آورده اید خدا را فراوان یاد کنید و او را بامدادان وشامگاهان  یاد کنید .

علاوه بر سفارش خداوند متعال در این آیه و ده ها مورد دیگر در احادیث نبوی و روایات ائمه معصومین علیهم السلام مبنی بر ترغیب و تشویق مؤمنین به یاد دائم خداوند متعال ،کلیۀ اساتید سیر و سلوک سالکان را به ذکر مداوم ترغیب کرده اند.بزرگان فرموده اند:

صمت و جوع وسهر و عزلت وذکر به دوام                                                        نا تمامان جهان را کند این پنج تمام

و این فرمان (سفارش به ذکر مداوم) بدان جهت است که در اثر ذکر ، اندک اندک آدمی بوی مذکور را پیدا می کند و دارای کمالات ملکوتیان می شود.

اقسام ذکر

عرفای حقۀ شیعه ذکر خدا را از جهتی به دو قسم تقسیم می کنند:ذکر خفی و ذکر جلی.و از جهتی دیگر به چهار قسم تقسیم می کنند:1.ذکر لسانی 2.ذکر نفسی  3.ذکر خیالی  4.ذکر قلبی. و از همه مهمتر ذکر قلبی است که دل دائم باید به یاد خدا باشد؛زیرا در اثر مداومت آدمی رنگ و بوی خود را از دست می دهد و رنگ و بوی محبوب را در خود می یابد.نکتۀ قابل ذکر این است که ذکر خدا جوراجور است.

مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان می فرمودند:ذکر خدا عرض عریضی دارد. به هر شکلی که انسان به یاد خدا باشد نیکوست . گاهی با تلاوت قرآن ، گاهی با قرائت نماز واجب یا مستحبی ، گاهی با دعا و مناجات گاهی با اشعار عارفانه ، گاهی در ضمن قصه های عاشقانه ی عرفانی ، گاهی به عربی گاهی به زبان مادری ، همه ذکر خدایند .«ذکر تو به هر زبان که گویند خوش است

سالک خدا جو خلوت با خدا را نباید از دست بدهد ودر شرائط مساعد روحی با تلاوت مناجات های مأثوره از ائمه طاهرین علیهم السلام و یا در حالاتی که روحیه ی گرایش به زمزمه اشعار عرفانی و مناجات فارسی دارد با خواندن آن ها لحظاتی را با رب العالمین خلوت کند .

جز آن ساعت که با یاد تو بگذشت                                                                                 مرا در زندگانی حاصلی نیست

خلوت دل

خلوت دو گونه است : خلوت دل و خلوت تن . خلوت تن را خیلی آسان می شود جور کرد . انسان اگر در اتاق خلوتی برود ، این خلوت تن می شود . ولی خلوت دل مشکل است . ممکن است انسان در خلوت تن باشد ، ولی در خلوت دل نتواند قرار بگیرد ؛ کسی که در خلوت دل قرار می گیرد که غیر خدا را از دلش بیرون کند ، ما سوی الله را از دلش جارو کند و بیرون بیندازد .

ما شیعه مرتضی علی علیه السلام هستیم ، همان طوری که مولای متقیان از خانه ی کعبه بت ها را شکست و بیرون ریخت ، ما هم باید بت های مختلفی که در دلمان ساکن شده بشکنیم و بیرون بریزیم  ، ما ملت ابراهیم خلیلیم ،ملت ابراهیم بت شکن هستیم ، باید از آن بزرگواران ارث برده باشیم ، بت ها را بشکنیم و بیرون بریزیم ؛ دل حریم خداست ؛ دل ، حرم حق است . امام جعفر صادق علیه السلام  فرمودند :

اَلقَلبُ حَرَمُ اللهِ فَلاَ تُسکِن حَرَمَ اللهِ غَیرَ الله.

قلب حرم خداست . در حرم خدا ، غیر خدا را ساکن منما .

ساقیا بده جامی ، زان شراب روحانی ...( ادامه شعر در کتاب غم عشق )

از عارفی پرسیدند که از کجا به این مقام رسیدی ؟ گفت : عمری بر در دروازه دل نشستم و غیر دوست را  راه ندادم . برای خلوت کردن دل برای خدا باید با خطورات شیطانی مبارزه کرد . انسان تا هنگامی که نفی خواطر نکند نمی تواند در نماز یا دعاها و یا در هنگام تلاوت قرآن حضور قلب پیدا کند و از عبادت بهره کافی ببرد . این جا ،یکی از گردنه هایی است که از هر هزار سالک ، یکی جان سالم به در می برد و نهصد و نود و نه نفر همین جا زمین می خورند . در اصطلاح عرفا به این خطورات ، خواطر منفی می گویند .البته سالکانی که در این مسیر سیر و سلوک به تعبیر ما زمین می خورند و موفق نمی شوند ، یک موی سر آنها بهتر است از صد هزار مسلمانی که اهل سیر و سلوک نبودند . این راه ، ضایعات هم دارد . ...

انسان نمی تواند که یک تضمین نامه ی کتبی از خدا بگیرد که مثل پیامبران و امامان جان سالم به در ببرد ، این دیگر با ادعای عاشقی نمی سازد . سیر و سلوک باید عاشقانه باشد . نباید در عشق خود  به خدا کمتر از مجنون بود ، و محبوب ما هم کمتر از لیلا نیست . اگر انسان عاشق شد باید خود را به هر آب و آتشی بزند تا به مقصود برسد .

ای مرغ سحر عشق ز پروانه بیاموز                                                                          کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بی خبرانند                                                                               آن را که خبر شد خبری باز نیامد

برای نفی خواطر شیطانی

این وادی ، وادی پر خطری است ، این گونه بال و پر می سوزاند و نیست می کند تا هست کند . چون آخرین منزلی که سالک به آن می رسد ، فنا فی الله است . برای نفی خواطر شیطانی می گویند : هیچ چیز بهتر از ذکر خدا نیست .

وَ مَن یَعشُ عَن ذِکرِ الرَّحمنِ نُقَیِّض لَهُ شَیطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ.

هر کس از یاد خدا رو گردان شود شیطان را به سراغ او می فرستیم پس همواره همنشین اوست .

چاره اش فقط ذکر خداست و در بین اذکار بهترینش این سه جمله است :

«بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الَّرحِیم_لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِااللهِ العَلِیَّ العَظیِم _ اَللَّهُمَّ اِیَّاکَ نَعبُدُ وَ اِیَّاکَ نَستَعِین.»

در بین اذکار ، خلاصه ترین و قوی ترین و برترین آن ها این اذکار است . خیلی اسرار در این سه جمله است . اگر سالک موفق شد خطورات شیطانی را کنترل کند ، به یک امتیاز بالایی دست یافته است ؛ خداوند متعال دست او را گرفته و به او لطف فرموده است .

سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل                                                             بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران